ا . بامداد...
طرف ِ ما شب نيست
صدا با سکوت آشتی نمی کند
کلمات انتظار می کشند
من با تو تنها نيستم، هيچکس با هيچکس تنها نيست
شب از ستارهها تنهاتر است…
طرف ِ ما شب نيست
چخماقها کنار فتيله بی طاقتاند
خشم ِ کوچه در مُشت ِ توست
در لبان ِ تو، شعر ِ روشن صيقل می خورد
من تو را دوست می دارم، و شب از ظلمت ِ خود وحشت می کند.
برچسب: من تو را دوست می دارم و شب از,من تو را دوست می دارم,من تو را دوست می دارم تو دیگری را,اینجا ایران است و من تو را دوست میدارم,من تو را دوست می دارم وتو دیگری را,تو را من دوست دارم میپرستم,تو را من دوست می دارم و میدانم که می دانی,احمد شاملو من تو را دوست می دارم,تورا من دوست می دارم نه قدر آب دریاها,
نویسنده: آتنا نوری
شمس لنگرودی...
بازی جالبی ست زندگی
به کسی نگو
خورشیدی منفجر شد
و زمین چرخید ، چرخید ، چرخید
و تو را
به خانه ی من رسانید
تو راز این تقدس کور را به کسی مگو
و بیا با هم گم شویم
در ابر شادمانه ی کورانی
که به یکدیگر
شلیک می کنند.
برچسب:
نویسنده: آتنا نوری
برچسب:
نویسنده: آتنا نوری